خزعبلات يك ذهن خام
 

 
Khozabalate yek zehne kham
 
 
   
 
Sunday, December 22, 2002
 
سلام

میشه یکی به من بگه من چند وقته ننوشتم؟چند وقته هی به دور خودم پیچیدم؟چیکار کردم؟چند بار دلم شکسته؟چند بار خندیدم؟ چند بار گریه کردم؟

چند بار حس کردم توی آسمونا دارم سیر می کنم بعدش با سر خوردم روی زمین؟یا حتی میشه این قدر بدبین هم نبود و گ�ت چند بار در اوج نا امیدی درهای بسته باز شده و شانس به من خندیده؟

نمیدونم چند بار بوده یا حتی کدومش بیشتر بوده ، ولی میدونم هر چی بوده ،چه تلخ و چه شیرین همه چی گذشته. باور میکنین از وقتی که ر�تم پارک واسه هوا خوری تا به حال چها به سرم گذشته؟ آره،توی پارک گم شده بودم .توی پارکی به اسم خودم.پارک یدونه خانومی.هنوز هم گم هستم ولی حالا میخوام و میدونم که دوست دارم کنار شما باشم.

میخوام بگم که دلم میخواد باز هم همه چیز رو با شما قسمت کنم.اما این بار �قط شادیهام نیست ،که میخوام کنار من در تموم لحظات سختیم باشین.با شما بخندم،با شما درد دل کنم ،و با شما زندگی کنم.


آره،میخوام دیگه خودم باشم.اگه ناراحتم بنویسم،اگه خوشحالم بنویسم.همیشه با شما باشم.اما این بار نه از سر هوس که برای دل خودم.هیج تضمینی نمیدم که اینجا مطالب خوب و م�یدی رو پیدا کنین یا اینکه حر�ای �لس�ی و آنچنانی بخونین.ایجا �قط منم ومن.همین.


دوستون دارم.


یدونه خانومی
 
سلام

میشه یکی به من بگه من چند وقته ننوشتم؟چند وقته هی به دور خودم پیچیدم؟چیکار کردم؟چند بار دلم شکسته؟چند بار خندیدم؟ چند بار گریه کردم؟

چند بار حس کردم توی آسمونا دارم سیر می کنم بعدش با سر خوردم روی زمین؟یا حتی میشه این قدر بدبین هم نبود و گ�ت چند بار در اوج نا امیدی درهای بسته باز شده و شانس به من خندیده؟

نمیدونم چند بار بوده یا حتی کدومش بیشتر بوده ، ولی میدونم هر چی بوده ،چه تلخ و چه شیرین همه چی گذشته. باور میکنین از وقتی که ر�تم پارک واسه هوا خوری تا به حال چها به سرم گذشته؟ آره،توی پارک گم شده بودم .توی پارکی به اسم خودم.پارک یدونه خانومی.هنوز هم گم هستم ولی حالا میخوام و میدونم که دوست دارم کنار شما باشم.

میخوام بگم که دلم میخواد باز هم همه چیز رو با شما قسمت کنم.اما این بار �قط شادیهام نیست ،که میخوام کنار من در تموم لحظات سختیم باشین.با شما بخندم،با شما درد دل کنم ،و با شما زندگی کنم.


آره،میخوام دیگه خودم باشم.اگه ناراحتم بنویسم،اگه خوشحالم بنویسم.همیشه با شما باشم.اما این بار نه از سر هوس که برای دل خودم.هیج تضمینی نمیدم که اینجا مطالب خوب و م�یدی رو پیدا کنین یا اینکه حر�ای �لس�ی و آنچنانی بخونین.ایجا �قط منم ومن.همین.


دوستون دارم.


یدونه خانومی

Saturday, December 21, 2002
 
سلام

میشه یکی به من بگه من چند وقته ننوشتم؟چند وقته هی به دور خودم پیچیدم؟چیکار کردم؟چند بار دلم شکسته؟چند بار خندیدم؟ چند بار گریه کردم؟

چند بار حس کردم توی آسمونا دارم سیر می کنم بعدش با سر خوردم روی زمین؟یا حتی میشه این قدر بدبین هم نبود و گ�ت چند بار در اوج نا امیدی درهای بسته باز شده و شانس به من خندیده؟

نمیدونم چند بار بوده یا حتی کدومش بیشتر بوده ، ولی میدونم هر چی بوده ،چه تلخ و چه شیرین همه چی گذشته. باور میکنین از وقتی که ر�تم پارک واسه هوا خوری تا به حال چها به سرم گذشته؟ آره،توی پارک گم شده بودم .توی پارکی به اسم خودم.پارک یدونه خانومی.هنوز هم گم هستم ولی حالا میخوام و میدونم که دوست دارم کنار شما باشم.

میخوام بگم که دلم میخواد باز هم همه چیز رو با شما قسمت کنم.اما این بار �قط شادیهام نیست ،که میخوام کنار من در تموم لحظات سختیم باشین.با شما بخندم،با شما درد دل کنم ،و با شما زندگی کنم.


آره،میخوام دیگه خودم باشم.اگه ناراحتم بنویسم،اگه خوشحالم بنویسم.همیشه با شما باشم.اما این بار نه از سر هوس که برای دل خودم.هیج تضمینی نمیدم که اینجا مطالب خوب و م�یدی رو پیدا کنین یا اینکه حر�ای �لس�ی و آنچنانی بخونین.ایجا �قط منم ومن.همین.


دوستون دارم.


یدونه خانومی
 
سلام

میشه یکی به من بگه من چند وقته ننوشتم؟چند وقته هی به دور خودم پیچیدم؟چیکار کردم؟چند بار دلم شکسته؟چند بار خندیدم؟ چند بار گریه کردم؟

چند بار حس کردم توی آسمونا دارم سیر می کنم بعدش با سر خوردم روی زمین؟یا حتی میشه این قدر بدبین هم نبود و گ�ت چند بار در اوج نا امیدی درهای بسته باز شده و شانس به من خندیده؟

نمیدونم چند بار بوده یا حتی کدومش بیشتر بوده ، ولی میدونم هر چی بوده ،چه تلخ و چه شیرین همه چی گذشته. باور میکنین از وقتی که ر�تم پارک واسه هوا خوری تا به حال چها به سرم گذشته؟ آره،توی پارک گم شده بودم .توی پارکی به اسم خودم.پارک یدونه خانومی.هنوز هم گم هستم ولی حالا میخوام و میدونم که دوست دارم کنار شما باشم.

میخوام بگم که دلم میخواد باز هم همه چیز رو با شما قسمت کنم.اما این بار �قط شادیهام نیست ،که میخوام کنار من در تموم لحظات سختیم باشین.با شما بخندم،با شما درد دل کنم ،و با شما زندگی کنم.


آره،میخوام دیگه خودم باشم.اگه ناراحتم بنویسم،اگه خوشحالم بنویسم.همیشه با شما باشم.اما این بار نه از سر هوس که برای دل خودم.هیج تضمینی نمیدم که اینجا مطالب خوب و م�یدی رو پیدا کنین یا اینکه حر�ای �لس�ی و آنچنانی بخونین.ایجا �قط منم ومن.همین.


دوستون دارم.


یدونه خانومی
 
سلام

میشه یکی به من بگه من چند وقته ننوشتم؟چند وقته هی به دور خودم پیچیدم؟چیکار کردم؟چند بار دلم شکسته؟چند بار خندیدم؟ چند بار گریه کردم؟

چند بار حس کردم توی آسمونا دارم سیر می کنم بعدش با سر خوردم روی زمین؟یا حتی میشه این قدر بدبین هم نبود و گ�ت چند بار در اوج نا امیدی درهای بسته باز شده و شانس به من خندیده؟

نمیدونم چند بار بوده یا حتی کدومش بیشتر بوده ، ولی میدونم هر چی بوده ،چه تلخ و چه شیرین همه چی گذشته. باور میکنین از وقتی که ر�تم پارک واسه هوا خوری تا به حال چها به سرم گذشته؟ آره،توی پارک گم شده بودم .توی پارکی به اسم خودم.پارک یدونه خانومی.هنوز هم گم هستم ولی حالا میخوام و میدونم که دوست دارم کنار شما باشم.

میخوام بگم که دلم میخواد باز هم همه چیز رو با شما قسمت کنم.اما این بار �قط شادیهام نیست ،که میخوام کنار من در تموم لحظات سختیم باشین.با شما بخندم،با شما درد دل کنم ،و با شما زندگی کنم.


آره،میخوام دیگه خودم باشم.اگه ناراحتم بنویسم،اگه خوشحالم بنویسم.همیشه با شما باشم.اما این بار نه از سر هوس که برای دل خودم.هیج تضمینی نمیدم که اینجا مطالب خوب و م�یدی رو پیدا کنین یا اینکه حر�ای �لس�ی و آنچنانی بخونین.ایجا �قط منم ومن.همین.


دوستون دارم.


یدونه خانومی

Friday, May 24, 2002
 
گله نکن از من٬بي سبب نبود اين جدايي٬
بي سبب نبود دل بريدن و ر�تن٬گله نکن از من
من و خسته و تيره و بد کرد٬شب و روز به پاي تو نشستن
بي سبب نبود آخر از تو گذشتن٬گله نکن از من

دست من پر از ستاره و گل بود٬�صل تو من و به باد و بارون داد
من �قط اين و گ�تم بي صدا به بارون و باد


شب حسرت و اندوه٬وقتي ميرسي به گريه کردن
ياد آينه آينه شکستن من باش!گله نکن از من
لاله لاله‌‌خون و غزل شد٬دل من براي با تو موندن
خودتو٬خودت ر�تن من و خواستي٬گله نکن از من

به تلا�ي هزار شب دردو به تلا�ي هزار شب بيدار
من �قط اين و گ�تم بي صدا به قاصدک باد


قصه هاي نگ�ته٬يه عالم هنوز تو گلومه
از تو اين همه گ�تم٬حر� من هنوز ناتمومه

قصه هاي نگ�ته٬يه عالم هنوز تو گلومه
از تو اين همه گ�تم٬حر� من هنوز ناتمومه

حر� من ناتمومه
حر� من ناتمومه
حر� من ناتمومه
حر� من ناتمومه
حر� من ناتمومه

(نوش آ�رين)



يدونه عاشق




Thursday, May 23, 2002
 
سلام
من بازم اومدم .اومدم که هميشه مهمونتون باشم

Sunday, March 31, 2002
 
درود بر همگي :

امروز ميخواستيم که شما را از خزعبلات خود مست�يض ب�رماييم که هرچه کرديم اين ا�اضات قدم رنجه ن�رمودندو ما مانديم و يک وبلاگ خالي .هي امر �رموديم٬هي نيامدند.هي دستور داديم٬هي �يس و ا�اده آمد.هي قربان صدقه اش ر�تيم٬ناز �رمود.هي خواهش و تمنا کرديم٬ هي بي محلي کردند.خوب چه کنيم ديگر٬قربانش بروم اخلاقش به بعضي از اين آدميزاده ها شبيه شده!!!(روم به دي�ال٬بلا نسبت شما آدماي تحصير کلده) (:

خلاصه بنماييم که هر چه کرديم راضي نشد(بين خودمان بماند برايش حتي قاقالي هم خريديم٬نشد که نشد.)ديگر آن رويمان که شباهتي هم بلا نسبت به آن موجود شري� دوپا دارد بالا آمد.گ�تيم:«به جهنم که نمياي.اگر مي اومدي ميبردمت پارک.حالام من ميرم تا دلت آتيش بگيره!»

بنابراين٬شال و کلاه کرديم(تا يادمان نر�ته حتماْ بگوييم که شالمان کشمير بود!!!!)ر�تيم پارک.�علاْ باي.

يدونه جون







Friday, March 29, 2002
 
سلام :
سر جدتون ما رم از نظرات کارشناسانه خودتو محروم نکنين!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!۱

PLEASE

S'IL VOUS PLIAT

ديگه نميدونم چه جوري التماس کنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
 
بازم سلام:

اميدوارم هر کجاي اين دهکده جهاني هستيد سلامت باشيد و مو�ق٬که ا�تخارات شما برگ زرينيست بر تارک تاريخ اين مملکت٬و صد البته مشت محکمي بر دهان استکباري که قدر من را ندانست و ۴ بار خود را ااز داشتن نخبه اي مانند من که در تنبلي شهره شهرم و در اين راه ديده خود را هرگز به ص�ت جنبيدن نيالودم محروم ساخت.

خوب بگذريم.همانطور که در اول وبلاگ خويش به استحضار شما سروران رساندم ما جزو عمال ن�وذي وبلاگ هستيم.اگر به خاطر داشته باشيد قبلاْ عرض کرده بودم که ما در موارد ديگر تبحر �راوان داريم.اين يکي �قط از دست ما بدر ر�ته بود که خدا را شکر اين نقيصه هم بر طر� شد.

حقيقتاْدر اين چند روز که قلم �رسايي نکرديم و شما را در اندوهي �راوان غوطه ور ساختيم٬مشغول متر کردن وبلاگهاي شما عزيزان بوديم.البته من يک پيشنهاداتي هم دارم که انشاالله بعداْ مطرح خواهم کرد تا از آن بهره مند شويد.ولي �کر و خيال به سرتان نزند که از نوع پيشنهادات بيشرمانه اي که در شهر به عين الله ميشد نيست.

خلاصه سرتان را درد نياورم ٬ما هي گشتيم و گشتيم تا سرمان گيج خورد وتالاپي يک گوشه اي جلوس اجلال �رموديم.بعد با خودمان �رموديم:«بابا دمشون گرم! اينا همه استادن٬حا لا ما اون وسط بريم بگيم چند منه؟؟؟؟» هي در ت�کرات خود غرق شديم و�رو تر ر�تيم(البته به خاطر اينکه شنا بلد نيستم با خود يک غريق نجات هم برديم).اينکه به يک نتيجه تاريخي رسيدم.

«ببينم مگه اين جمعيت سيصد ن�ره شما به يک نخاله احتياج نداره؟شماها که ماشاالله از هر بابت تکميلين.ا رييس قبيله ندارين که دارين.اداره روشنايي ندارين که دارين.دکتر ندارين که دارين .تازه اينقدر پيشر�ته اين که آبريزگاه عمومي هم دارين.البته گلاب به روتون بعضي از اين وبلاگا که نقش عشرتکده* رو هم بازي ميکنن.(قابل توجه آقايون!)خوب حالا چه اشکالي داره گاگولي مثل منم بپره وسط؟!!! يعني شما ميخواين بگين به جرجيس احتياج ندارين؟ببينين٬ اگه يکي بر حسب تصاد� بياد و وبلاگ من رو بخونه تازه قدر وبلاگاي شماهارو مي�همه وشمارگان شما نجومي تر ميشه!!!»

وچنين شد که ما اراده نموديم تا اين شهر زيبا را با وجودمان مزين کنيم.(:


*حقيقتش لينک اينارو جرأت نکردم بدم.آخه اون وقت ممکن بود يه چند تايي از قلم بيو�تن.حالا اون حيوان شري� بار کش رو بيار و باقالي بار کن.ببينين٬سر جدتون ما اينجا تازه وارديم و به حمايت تمام اصنا� محتاج.(ما چيمون از بيلي جون کمتره که واسه خاطر رياست جمهوري اون استکبار جهاني( به قول جناب لامپ ) با همجنس بازام عکس گر�ت؟!!! والله!!!

يدونه گل باقالي ناز






 
اول از همه سلام:

ولي بعدش بايد بگم:خانم جان٬آقا جان چه سلامي٬چه عليکي٬آخه شماها دوستين؟!!!شما ها ر�يقين؟!!! از شماها که پيشکسوت بلاگيدنين* بعيده بابا؟!!! رحم و مروت هم چيز خوبيه.شماها مگه خودتون هم وبلاگي ندارين؟!!!باباايها الناس!من
پيش کي برم شکايت از شماها؟!!!چي؟برم پيش ميرزا حسين خان درخشان قلمچي!!!**بابا هر چي ميکشم از دست اون ريش س�يد محله!!!!!!!!!!!!!

باشه٬باشه٬همهمه نکنين الان ميگم چي شده.آخه خوش انصا�ا٬نگ�تين يه د�ه تو يک روز ۵۰ تايي ميريزين وبلاگ تازه تاسيس من رو با اون شرايط ذکر شده در مقدمه وبلاگ به قدومتون مزين ميکنين٬ من از خوشي قلبم از تالاپ و تولوپ کردن واي ميسته؟!!!!!!!!!!!!!! (: بابا من جوونم.مامان جونم واسم کلي آرزو داره.ميخواد يه شوهر خوب از کارخونه دراومده با تموم امکانات واسم بخره.***بابا جونم داره توي اين تورم و گروني واسم جهيز ميخره تا وقتي ر�تم خونه شوور باهاش پز بدم تا چشم اين رزي جون وپريوش جون و مهوش جون و خلاصه خيلي از اين جوناي ديگه که ميخوام سر به تنشون نباشه درآد.اون وقت شماها ميان منو ذوق زده ميکنين تا از خوشحالي سکته کنم بيو�تم رو دست مامان بابام!!!

حي� که اين چيز جونايي که گ�تم عين خودم �قط بلدن با اين PC يا چت کنن يا آهنگ گوش بدن يا �يلم ببينن.وگرنه آدرس وبلاگو ميدادم تا بيان دق کنن!!!!!!!!!!!!!
من اينهمه طر�دار دارم.آخ که اگه ميديدن شماها چقدر واسم نامه دادين ٬نظر دادين چقدر از من به خاطر اين چارتا خزعبل تعري� کردين.حالا که اين جور شد مجبورم يه مهموني بدم.بيان ببينن من چه کارا بلدم.

حالا �علاْ پاشم برم يه اس�ندي٬مس�ندي واسه خودم دود کنم بيام تا چشم نخوردم.پس تا بعد.(:

**************************************************************

*راستيتش من اين رو در وبلاگ لامپ کچل ديدم حالا نميدونم حق تالي�ش مال کيه.اگه مال کس ديگه اي٬ما همين جا تقصيرو ميندازيم سر اين کچل تا اون جوابگو باشه.به من چه؟!!!

**همين ميرزا حسين خان معرو� رو ميگم .لط�اْ با جناب آقاي قلمچي اشتباه نکنين.

***وا !!! ميخواين بگين شوور خريدني نيست؟!!! بابا الان خيلي چيزا رو ميشه با پول خريد.مثل راي مردم٬�کر مردم٬زندگي مردم ...خلاصه همه چي مردم.ديگه يه شوور خوشتيپ!تحصيل کرده٬جذاب٬با خونواده٬... که ديگه اين حر�ا رو نداره.
يدونه خانم گل


Wednesday, March 27, 2002
 
همه شب بر آستانت شده کار من گدايي
به خدا که اين گدايي ندهم به پادشاهي

**************
ز دو ديده خون �شانم ز غمت شب جدايي
چه کنم که هست اينها گل باغ آشنايي
همه شب نهاده ام سر چو سگان بر آستانت
که رقيب ز در نيايد به بهانه گدايي

به کدام ملت است اين٬به کدام مذهب است اين
که کشند عاشقي را٬که تو عاشقم چرايي
ز �راق چون ننالم٬ من دلشکسته چون ني
که بسوخت بند بندم٬ ز حرارت جدايي

به قمارخانه ر�تم٬ همه پاکباز ديدم
چو به صومعه رسيدم ٬همه زاهد ريايي
به طوا� کعبه ر�تم ٬به حرم رهم ندادند
که تو در برون چه کردي ٬که درون خانه آيي

در دير ميزدم من٬که ندا ز در درآمد
که درآ٬درآ عراقي ؛که تو هم از آن مايي


(امير آرام (پادشاهي


Saturday, March 23, 2002
 
سلامي دوباره خدمت خوانندگان عزيز:
ضمن تبريک سال نو خدمت تمامي هم ميهنان گرامي وبا آرزوئ شبي خوش براي شما عزيزاني که تا اين لحظه ما رو همراهي نموديد وبا تشکر و قدرداني از دوستان عزيز در بخش ساخت وب لاگ جناب آقاي درخشان.بخش �ارسي نويسي جناب آقاي لامپ جان و همکار گرامي جناب �رشاد خان که ما را چه با حضور خودشان وچه در غيبت کبرايشان ياري نمودند کمال تشکر و امتنان را داريم.با آرزوي شبي خوش و سرشار از مو�قيت شما را به خداوند منان ميسپارم و از حضور شما مرخص مي شوم.
شب خوش راستي من کمپوت آناناس دوست دارم .اينو واسه اين گ�تم که اگه �ردا صدا سيما منو واسه رعايت نکردن حق کپي رايت �رستاد هل�دوني(البته ايشاللا يک دونه شهرام جزايري به تورم مئخوره مثل ماه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)بدونين چي برام بيارين.خوب من خواستم زحمت شما رو کم کنم
يدونه ناز خانوم گل
يدونه خانم
 
سلام بر همه دوستان :
با لاخره ما هم مو�ق شديم به جرگه وب لاگ نويسان عزيز بپيونديم .زاستي اين ضرب المثل قديمي رو حتما شنيدين که يکي رو به ده راه نميدادن سراغ خونه کدخدا رو ميگر�ت؟ حا لا چه ربطي داشت ؟الان بهتون ميگم .اينم شده حکايت ما.چيزي از کامپيوتر بلد نيستيم ولي ميخوايم از اين کارا بکنيم.خوب البته اينم که ايرادي نداره! به قول يکي از دوستان گرامي : اينجا ايرانه ديگه!(جاي اون خنده توي ياهو چقدر اينجا خاليه !!! ) خودمونيم واقعاْ هم راست ميگه.باور ندارين؟؟؟؟يه نگاه ناقابل ب�رماييد به اين اداره جات تا ملت�ت بشين!!!!!!!
 
سلام
ببخشيدا, بازم تسته (:

Friday, March 22, 2002
 
بازم سلام
بزارين ببينم بالاخره اين شق الا قمر رو ميکنم که �ارسي بنويسم.بازم خدا به اين لامپ عزيز خير بده که اين کار رو راحت کرد.

Thursday, March 21, 2002
 
سلام به همگي
اما اومديم
 
just for a test

 

 
 
Archives:

 
  This page is powered by Blogger, the easy way to update your web site.  

Home